عماد الدين حسن بن علي الطبري ( مترجم : عبد الملك بن اسحاق بن فتحان واعظ قمى )
202
اخبار و احاديث و حكايات در فضائل اهل بيت ( ع ) ( فارسي )
از اين آيات معلوم شد كه اقتدا به رسول ميبايد كرد . و از حديث مجمعٌ عليه معلوم شد كه اقتدا به قرآن ميبايد كردنو به عترت به آيه : فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ ( نحل : 43 ) و چند آيات و اخبار وارد شد به مدح و ثناي بنوهاشم ، و سعد بن عباده با جمله خزرجيان بر ايشان انكار كردند ، و اعتقاد كردند به تفسيق و تضليل ايشان . پس بايد كه اقتدا بديشان حرام باشد ، و هوكذلك يوم القيامة . آخر . ميگويند كه : ابوبكر در به خويشتن ببست و گفت : هَلْ مِنْ مُسْتَقِيلٍ فَأُقِيلَهُ ، فَقَالَ عَلِيٌّ عليه السلام : قَدَّمَكَ رَسُولُ اللَّهِ فَمَنْ ذَا يُؤَخِّرُك ، يعني : هيچ اقاله خواهندهاي [ 106 ] نيست تا او را اقالت كنم ؟ و مراد او از اقالت خلافت است . كسي ميخواهد كه با او اقالت خلافت كند ؟ اميرالمؤمنين عليّ گفت : پيغمبر صلّى الله عليه و آله تو را در پيش داشت ، پس كيست كه تو را باز پس دارد ؟ الاشكال عليه : اين كلام دروغ است به اجماع سنّيان كه گفتند : مات رسولالله و لميَستخلف [ بمرد رسول خدا و خليفه نگذاشت ] پس وي را چگونه مقدّم كرده باشد ؟ و اگر اين صدق بود ، چرا روز سقيفه ابوبكر تمسّك بدين حديث نكرد ، و افتراي الائمّة من قريش كرد . و اجماع علما است كه ابوبكر در سقيفه گفت : رضيتُ لكم أحد هذَين الرجلَين : أبا عبيدة أو عمر ، يعني : راضي شدم از براي شما به يكي از اين هر دو مرد : ابو عبيده جرّاح يا عمر . و اگر اين كلام راست بودي ، علي بر وي بيعت كردي زودتر از جمله صحابه ، و كار او به سقيفه محتاج نبودي ، و علي دائماً نگفتي كه : ما زلتُ مظلومًا منذ قَبَضَ اللهُ نبيّه ، يعني : هميشه مظلوم بودم از آن زمان كه خداي تعالي قبض روح پيغمبر خود كرد [ ابن ابى الحديد : 20 / 283 ] . و بخاري ميگويد كه : تا فاطمه زنده بود ، عليّ عليه السلام و هيچ بني هاشم بر ابوبكر بيعت نكردند ، و عمر فاطمه بعد از رسول صلّى الله عليه وآله شش ماه بود ، و گويند كه : هفتاد و پنج روز زنده بود ، و اين قول مذهب شيعه است ؛ و به